9 ویژگی رفتاری مهم در کودکان بیش فعال

هرگز دو کودک با ویژگیهای رفتاری کاملا مشابه متولد نمیشوند.
درست همانطور که هر دو تفاوتهای چشمگیر و ظریفی در ظاهر خود دارند، تفاوتهای قابل مقایسهای نیز در خلق و خو و ویژگیهای شخصیتی و الگوی رفتاری دارند.
حتی در کودکانی که از پدر و مادر یکسان متولد شدهاند، این اختلافها را میتوان یافت.
برای تشخیص ADHD (بیش فعالی) در یک کودک بایستی یک بازسازی دقیق از الگوی خلق و خوی اولیه کودک داشته باشیم.
در ضمن باید رفتارهای مسئله ساز کودک با دقت مورد توجه قرار بگیرد.
تا بتوان تشخیص داد که این رفتار یکی از ویژگی های ADHD (بیش فعالی) است یا از ویژگیهای خلق و خوی اوست یا ترکیبی از هر دو.
والدین و پرستاران حرفهای کودک مدت طولانی است که دریافتهاند که تفاوتهای چشمگیری در خلق و خوی کودکان وجود دارد.
مطالعه منظم رفتار نوزاد و تاثیر آن در رشد کودک، با تلاش یک متخصص کودکان و دو روانپزشک کودک به نامهای «الکساندر توماس»، «استدلاچس» و «هربرت بیچ» در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد.
اگرچه اولین گزارشها ۱۰ سال بعد منتشر شد، اما در یک دهه گذشته متخصصین اطفال و روانشناسان شروع به استفاده منظم از نتایج این مطالعات برای مراقبت کودک و مشاوره والدین کردند.
در حال حاضر پرستاران حرفهای کودک قادر به تعیین الگوی ذاتی رفتاری هستند که ویژگیهای خلق و خو یا مزاج نامیده میشود.
این الگوها بر اساس مشاهده و توصیف بسیار دقیق رفتار با کودکان شکل گرفته است که با تحقیق و تجربه بالینی که اساس این تحقیقات بر آن بنا شده است ضمیمه گردیدهاند.
ویژگیهای خلق و خو تصویری مناسب از پایهی بیولوژیکی(زیست شناختی) رفتار کودک را ارائه میدهند.
خلق و خوی کودکان را میتوان توصیف و اندازهگیری کرد.
این توصیف خلق و خو در مورد کودکان مبتلا به ADHD (بیش فعالی)معنای ویژهای به خود میگیرد.
این تحقیقات ابزای هستند برای کمک به مشاهده رفتار در کودکان.
با این برداشت درباره خلق و خو رفتار کودکان برای والدین و افراد حرفهای قابل فهمتر خواهد بود.
این درک عمیق، دقت بیشتری را در آموزش، پرورش و مشاوره تغییر رفتار کودک فراهم میکند و کمک بسیاری در درمان کودکان بیش فعال است.
در این قسمت از مقاله به 9 ویژگی مهم در رابطه با کودکان پرداخته ایم که با بررسی آنها میتوان بیش فعالی کودک را تشخیص داد.
سطح فعالیت به سرعت و فراوانی حرکات گفته میشود.
یک کودک پرتحرک ممکن است بدود، لگد بزند، در جای خود تکان بخورد یا در محوطه خانه سینه خیز برود.
ولی یک کودک با سطح فعالیتی پایینتر:
اینها مرزهایی است که بیشتر کودکان در این محدوده قرار دارند.
توازن در واقع بیانگر میزان نظم کودک در مواردی نظیر:
منظور از روی آوری و کنارهگیری عکسالعمل یک کودک وقتی که با چیزی جدید نظیر غذا، اسباببازی، شخص، مکان یا شیوهای نو مواجه میشود است.
برخی والدین میگویند که وقتی کودکشان غریبهای را میبیند، گریه میکند، الگوی غالب این کودکان عقبنشینی است.
والدین دیگری نیز هستند که میگویند “کودکمان همیشه به غریبه لبخند میزند” یا “اگر یک اسباببازی جدید را ببیند مستقیماً به طرف آن میرود”.
اینها عکسالعملهای روی آوری هستند.
انطباق پذیری به روی آوری و کناره گیری مربوط میشود.
در واقع انطباقپذیری به این معنی است که کودک در مواجه با موقعیت جدید چه میزان میتواند خود را سازگار کند(خود را با شرایط تطبیق دهد).
برای مثال کودکی که برای اولین بار به او غذا میدهید و غذا را رد میکند در حالی که بعدها با کمی اکراه آن را میپذیرد، به او کودک انطباقپذیر میگوییم.
حال آنکه کودکی که به رد کردن غذا ادامه میدهد رفتار غیر انطباقی را از خود بروز میدهد.
در کودکان بیش فعال هر قدر رفتاری مثبت یا منفی باشد میتواند با شدت کم یا زیاد ظاهر شود.
آستانه پاسخدهی به شدت محرکی که کودک نیاز دارد برای ایجاد پاسخ گفته میشود.
آستانهی پاسخدهی ممکن است برای دستگاههای حسی مختلف متفاوت باشند.
کودکی ممکن است برای تحریک بینایی آستانهای بالا و برای شنوایی آستانهای کوتاه داشته باشد.
برخی از کودکان نسبت به هر نوع تحریکی بسیار حساس میباشند.
این در حالی است که برخی دیگر از کودکان از حساسیت خیلی پایینی برخوردارند.
طوری که مادرانشان در توصیف آنها میگویند: «اگر یک بمب هم در اتاقش منفجر شود چشمش را باز نمیکند».
کیفیت رفتار تفاوت بین یک کودک که با دیگران دوستانه رفتار میکند و بیشتر اوقات خوشحال است، با کودکی که عموما منش غیردوستانه دارد را نشان میدهد.
حواس پرتی در واقع به این موضوع میپردازد که:
همهمه و صداهای اطراف تا چه میزان میتوانند موجب اختلال در انجام فعالیت و یا تغییر در رفتار کودک شوند.
آخرین مقوله خلق و خو به دامنهی توجه و پایداری کودک مربوط میشود.
دامنهی توجه کودک به مدت زمانی که فعالیت ادامه پیدا میکند گفته میشود.
پایداری هم به آنچه که یک فعالیت علیرغم حواسپرتی و موانع دیگر ادامه مییابد مربوط میشود.
یک کودک میتواند هم بسیار بیخیال و هم بسیار مهیج باشد.
چنین کودکی غالباً مهم نیست که چگونه پریشان یا منصرف شود او پی در پی به کارش برمیگردد.
تعداد کمی از کودکان نیز در دو قطب انتهایی قرار میگیرند.
اگر رفتار یک کودک مسائل را در دو قطب نهایی فقط در یک یا دو مقوله منعکس کند، کنترل رفتار او بسیار مشکل خواهد بود.
با وجود این، شیوه رفتاری برخی کودکان ممکن است به صورت بی نظمی، انطباق ناپذیری، عقب کشیدن و خلقیات بسیار شدید منفی بروز کند.
تعجب آور نیست که پژوهشگران و درمانگران برای نامگذاری چنین کودکانی واژه «مشکل» را انتخاب میکنند.
اغلب والدین کودکان «مشکل» این الگوی صریح خلق و خو را ندارند، با این وجود، بسیاری از کودکان برخی از این رفتارها را ابراز میکنند.
همه کودکانی که دارای خلقیاتی «مشکل» هستند، مشکلات رفتاری یا روانشناختی جدی نشان نمیدهند.
با این وجود تربیت و پرورش چنین کودکانی مشکلتر است.
بیشتر بستگی به تلفیق خاص خصوصیات شخصیتی کودک و الگوهای خلق و خوی والدین دارد.
برای اینکه بفهمیم مسئله اصلی بر سر داشتن یک رفتار مشکل است یا اینکه اگر این رفتار با ADHD همزیستی کند مشکل ساز می شود، لازم است که شرح حال کودک به خوبی و دقت مورد ارزیابی قرار گیرد.